تبليغاتX
کک مکی جون هستم


کک مکی جون هستم

Just Have Fun

اون پسته به صورت خیلی شیک پاک شد

چون مشکلات حل شد و من هم اکنون به حالت قبلی اینجوری () بازگشتم

الان هدفن تو گوشمه ولی آهنگ نذاشتم  گذاشتم

دارم قر میدم ولی آهنگ قر نداره  جیش دارم خب

دست شویی هم دوره؛ حال ندارم برم

ینی انقد میاین اینوری چشم نخورین  

به جان خودم از هشتادوهفت تا نظر هشتادونه و نیم تاش فقط من و نابغه ان

اوا، چرا دیگه جیش ندارم؟

سیستم گوارشم ریخته به هم

از ساعت سه و نیم تا نه خواب بودم  انقد حــــــــــــــــــــــــــــــــــــال داد

هم اکنون گشنمه  ملیحه هم خوابه

بلا، اومده خونه دیده من خوابم؛ رفته خوابیده

بچــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ها، یه خبر؛ حس هفتم تیک تاک عشقه

خاک به سرم...... جدی جدی جیش ندارم  

اگه دیدین اومدن گفتن گیسو مرده؛ بدونین کار دستگاه گوارش نامردمه

هی جیش برمیگردونه تو بدنم؛ بدنم حالش بد شده مرده

بعدشم من مُرد شدم

وااااااااااااااااااااای! فردا شب، این موقع خواستگاری الهامه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ای خـــــــــــــــــــــدا، خالمون عروس شد

چه عروس خوبیه

به قول خودش بذار بره عروس شه بعد من خوشحالی کنم

هـــــــــــــــــــــــــی!

چرا من گفتم هـــــــــــــــــــــی؟

سیستم عصبیبم ریخته بهم  

من عاشق خودمم کلا

دماغ دارم، ولی دستمال دوره

به نظرتون دماغمم خودش میره؟

اوااااااااااااا؛ جیشم برگشت  دوباره رفت

من دچار دوگانگی شخصیت شدم

داستانم رسیده به اوجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش!

ینی باهاش زندگی میکنمااااااااااااااا!

دوشنبه امتحانای خرداد شروع میشه  چرا من خوشحالم؟

تا این مدرسه ی کوفتی میاد تموم شه مای بدبخت مردیم.

ووووووووووی! من الان یه چیزی فهمیدم!

۲۴ خرداد امتحانامون تموم میشه؛ ۲۵ خرداد امتحان ورودی دارم

ینی میشه من در آرامش بشینم فیلم ببینم؟؟؟؟؟؟

انقد دلم برای دکترای با کیفیت Grey's Anatomy تنگ شـــــــــــــــــــده

برای هانت، کریستینا، درک، مردیت، توریس، مارک، چیف وبر، لکسی،

ایوری، الکس، حتی برای اون اریزونای نکبت!!!!

مامــــــــــــــــــــــان! من هانت میخوام

خعــــــــــــــــــــــــــــــــــلی گشنمه؛ ینی برم ملیحه رو بیدار کنم؟؟؟؟

جراتشو ندارم

پس به گشنگی ادامه میدهیم

امروز مدرسه مجلس سوگواری بود!

رفته بودیم زیارت عاشورا؛ معلممون جو داد، گفت این آخرین زیارت عاشواری سوماس و اینا؛

آغـــــــــا! ینی بچه ها زدن زیر گریه هااااااااااااااا!

مریمم گریه کرد! فک کنین!!!!! مریمی ک سالی یه بارم گریه هاشو نمیبینم!!!!

سنا ک دیگه رو ب قبله شده بود انقد گریه کرده بود؛

بعد میومدم دلداریش بدم؛ تا برمیگشت منو نگاه میکرد گریه ش شدیدتر میشد

هر 2 ثانیه یه بار منو بغل میکرد؛

رعنا هم گریه کرد!!!!!

بعد منو حنان با آرامش تمام نشسته بودیم

ینی دریغ از یه قطره اشک

البت داشتم سنا رو میبردم صورتشو بشوره اندکی گریه کردم.

ولی 30 ثانیه بیشتر طول نکشید

اعتماد به نفس کلاسمون شعر گفت

من میخندیدمااااااااااااااااااااااااااااا

پارسال ک یکی از بچه هامون شعر مهرنوشو عوض کرده بود؛

در وصف جدا شدن و اینا

اینو میخوند بچه ها گریــــــــــــــــــــــــــــه میکردن؛

منو عمو نصیری از خنده کبود میشدیم

بعد امتحانا میخوایم با سنا و مریم بریم ژوانی

ینی اونجا رو به گنــــــــــــــــد میکشیما

کل کلاسشو میبریم زیر سوال  

آخه ما 3 تا بلد نیستیم یه جا بشینیم؛ اسگل بازی درنیاریم.

یه سری رفته بودیم نمایشگاه رسانه و دیجیتال،

بعد وسط اونجا هلو گاز میزدیم

ساندویچ و نوشابه هم خوردیم  بعد در نوشابه ی من افتاد؛

اومدم ورش دارم عین احمقا نوشابه دستم بود؛ خم شدم نصفش ریخت

چندتا پسرم اونور تر نشسته بودن؛ منم عین اسگلا میدوییدم دنبال در این،

نوشابه هم پشت سرم میریخت کف زمین

کر کر خنده بودم  

چندروز پیشم رفته بودیم پارک فن آموز؛

با رعنا و سنا و نگین 5 دقیقه داشتیم سعی میکردیم از یه دستگاه کار کنیم؛ بعد کار نمیکرد.

آخرش دیدیم ازش یه برگه ازش آویزونه؛ روش نوشته:

در دست تعمیر

تو این پارکه یه آقایی بود، اصلا خوشگل نبود

ولی لامصب انقد ل ب اش خوشــــــــــــــــــــگل بود

خیلی خوشگل بود خدایی؛ آدم نگاش میکرد فکش میچسبید کف زمین

تازهههههههه! من یکی پیدا کردم ک ل ب اش از اینم خوشگل تره

ولی فقط خودمو و خودشو حنانو رعنا میدونیم کیو میگم

شاید خودشم ندونه تازه  

اینی ک میگم خوشگلم هست لامصب

قدبلند، هیکل....... ینی یه چیزیه ها! ل ب اشم ک گفتم دیگه

ولی دریغ از یه سر سوزن اخلاق و ادب

بهش ز زدم؛ یه چیزی داشتم بهش میگفتم

(همچنان فقط خودمو خودشو رعنا و حنان میدونیم )

بعد، هیچی نمیگفت.

بعد 5 دقیقه میگه دارم غذا میخورم

منم بهش گفتم زهرمار

آخرشم گوشیو روم قطع کرد کثافت

هیشکی تا حالا اینجوری ضایعم نکرده بود..... ینی هیشکیا

الان نیشم تا بناگوش بازه؛ اون موقع...... بماند

فقط خودمو یکی دیگه میدونیم چه حسی داشتم

دقت کردین من چقد دانام

سردمهههههههههه! کولر روشنه؛ دارم از سرما میمیرم.

دماغمم نمیره

بوووو سرده، کاپشنم کو؟

تو کمده

جیشم برگشت، رفتم دست به آب

کولرم خاموش کردم؛ بعد رفتم با شجاعت تمام رفتم ملیحه رو بیدار کنم دیدم بیداره

الانم داره شام خوشمزه میپزه

آنجیلا میگه از اونم نامی ببرم

من الان روم نمیشه آنجیلا رو نگاه کنم

هر دفعه تو یاهو خوابم میگیره میرم

دارم رعنا گوش میدم؛ رعنا کوشی؟

رعناااااااااا، ای ستمگر؛ رعناااااااااااا، بازیگر

نمیخوان گیسو بخونن؟ در وصف من؟

حس قر کمر دارم؛ ولی اینجا جاش نیست؛ لپ تاپ میفته زمین

اوه اوه؛ خیلی حس قر دارم

یکی بیاد منو بگیره

داداشم داشت میگفت من تو خواستگاری حضور داشته باشم یا نه؛

ملی داشت با الی حرف میزد؛ فهمیدیم دختردایی 2 سالمونم داره میره

بعد من روم نمیشه برم اونجا بشینم

هعــــــــــی! خـــــــــــدا! میبینی توروخدا؟  کار ما به کجا کشیده

تلفن ملیحه تموم شد

بهم گفت زهرا بسه

منم کله مو تکون دادم

از اونجایی ک خیلی حرف گوش کنم؛ میخوام بس کنم

***

شخصیت موردعلاقه ی بعدی:

File:Pitbull 2011.jpg

Pitbull

جیگر بیریخت بی ادب

31 ساله، خواننده

هدفم چیه اینو معرفی میکنن؟ الان مورچه ی کف زمینم میشناسه اینو

***

پاورقی: زن قداست دارد؛ برای با او بودن باید مرد بود..... نه نر!

+ دقت کردین یه مردم نیست؟  همه از دم نرن ماشالله

 

 

+ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391| 22:54|گیسو ツ| |

سه شنبه ملیحه رفت دبی  

وقتی ملیحه رفت، دو ساعت بعدش بابام اومد منو برد دکتر ک گچ پامو وا کنم؛

وقتی گچه رو وا کرد، دیدم هی وای من! این موهای من چه رشدی کردن 81872_ghayem.gif

بعدشم دیدم چه کپک های گوگولی ای روی پامن 59292_(5).gif

هیچی دیگه رفتم حموم، انقد پامو سابیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

جونم از حلقم زد بیرون 63342_(3).gif

کپکاش رفت ولی هنوزم میشلم (ربطی نداشت، نه؟ 63342_(3).gif)

دارم نودالیت و نوشابه میخورم، انقد خوشمزه س 74172_gholi_daman.gif

دارم آهنگ غمگینم گوش میدم 59292_(5).gif

الان موهامو بستم.... آخه هوا خیلی گرمه 470017_sweatdrop.gif (پدرم دراومد تا این شکلکه رو پیدا کنم)

دلم درد میکنه، دلیل چیست؟ 73182_(59).gif

داشتم با مریم حرف میزدم، یه نظری واس داستانم دارم

ک خیلی جای حرف داره؛

آخرش تصمیم گرفتیم فردا ببریمش تو کمیسیون 63342_(3).gif

با سنا، سه تایی راجع بهش حرف بزنیم 63342_(3).gif

دیگه آهنگ غمگین گوش نمیدم، دارم تیک تاک گوش میدم 59292_(5).gif

راستی، میدونستین اسم لپ تاپم  سِروش ه؟ (Seroosh) 6322_bi_dandon.gif

پنج شنبه خونه ی بابام بودم،

واقعا میخواستم بشینم گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کنم!56562_ghati1.gif

الان آنجیلا میفهمه چی میگم....

ملیحه امشب ۲ نصف شب میاد 35652_gerye.gif (اشک شوقه ها 6322_bi_dandon.gif)

یکی از دنده های چنگالم تا شده 6322_bi_dandon.gif

بچه ها، تا حالا شده یه چیزی رو خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــلی بخواین؟

خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی زیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد

به من چه حالا، شده ک شده 47422_damagh.gif

لاک صورتی زدم، دستمو پاک کردم، ولی پام همچنان صورتیه 59292_(5).gif

دارم آهنگ ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ قرن پیش کامرانو گوش میدم 3122_(14).gif

بندر دختراش خوش چشم و ابرون، خوش قد و بالا و ساده و کمرون، قرمز لباشون خوشگل و سبزه ن

حرف میزنن و یه دم میخندن، دل میبرن از اهل تو بندر، دستا تو هوا یه دم میرقصن 59292_(5).gif

یکی از بچه های پارسال زنگید، الان هیچ حسی ندارم 6322_bi_dandon.gif

میخوام برم پارک بدوام و نرمش کنم؛ بعد نرم شم 63342_(3).gif 

بعدش برم کلاس باله 59292_(5).gif

ناخنام کج بلند شدن 6322_bi_dandon.gif باید برم درستشون کنم بدبختارو 6322_bi_dandon.gif

دیدین قهوه تلخ اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مرسی آقای مدیری 258216_thankyou.gif

 میخوام فیلم برزو ارجمندو (نازنین) ببینم، اشکان خطیبی توش بازی کرده 55342_(69).gif

ما کلاس دوم دبستان ک بودیم معلممون میگفت وقتی میخواین جمله سازی کنین، اولش "من" نیارین

مثلا: من دیروز به پارک رفتم.

بعد از اون موقع به بعد من هر جمله ای ک میخواستم بسازم باید با "من" میساختم 6322_bi_dandon.gif

دیگه هیچی به ذهنم نمیرسید 6322_bi_dandon.gif

گوشیم گم شده، ولی الان صدای اس ام اسش اومد 59292_(5).gif

پیداش کردم، روی پتوی گلوله شدم بود

من تصمیم گرفتم هرروز صبح برم حموم،

آخه وقتی یه روز نمیرم حموم میشه ازم روغن گیسویی گرفت 81872_ghayem.gif

امروز صبح اولین قدمو برداشتم 6322_bi_dandon.gif

ساعت۱۰:۳۰ رفتم تو، هی خودمو شستم، هی شستم، هی شستم،

مسواکمم همون تو زدم 59292_(5).gif

دیگه آخراش چشام سیاهی میرفت 6322_bi_dandon.gif

وقتی اومدم بیرون دیدم ساعت ۱۲:۱۵ 81872_ghayem.gif

بعد تصمیم گرفتم یه کم زودتر بیام بیرون 59292_(5).gif 

انقد خودمو شستــــــــــــــــــــــــــــــم نوک چتری هام رو هوائه (این دوتا بهم ربطی نداشتن، نه؟ 59292_(5).gif)

دلم قالب جدید میخواد 29682_gholi_poshte_parde.gif

آخه من مرض دارم 6322_bi_dandon.gif

گرممـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

لخت شدم 81872_ghayem.gif (روم به دیفال 6322_bi_dandon.gif)

چیکار کنم خب گرمه، کولرم خرابه

دعا کنین داداشم نیاد تو 19482_eva.gif

میخوام ننویسم ولی میخوام بنویسم (آیکون تضاد شخصیتی 59292_(5).gif)

احساس کردم داداشم میخواد بیاد تو، رفتم تاپ و شلوراک پوشیدم

یه دستشویی هم رفتم، موهامم گوجه ای بستم،

به دستمم از این چسب زخم شیشه ای ها زدم، آخه پوستش رفته بود، میسوخت 63342_(3).gif

خشم داداشم وارد میشود؛ میگه برم وسایلمو جمع کنم.

جمع کردم اومدم 74172_gholi_daman.gif

گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاو (خطاب به داداشم 63342_(3).gif)

از داداشم متنفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

کلا نه از بابا شانس اوردیم، نه از داداش

بگذریم 6322_bi_dandon.gif

خب دیگه احساس میکنم حرفی برای گفتن ندارم 63342_(3).gif

***

شخصیت موردعلاقه ی بعدیم:

http://masoood.persiangig.com/image/kamran%26hooman.jpg

برادران جعفری عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز

***

ذوق مرگ نوشت: من صدای آنجیلا جونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو شنیدم

+ من از هرکی عشقم بکشه خوشم میاد، به خودمم ربط داره آدم بدیه یا نه، و چقد میشناسمش!

من، منم؛ عوضم نمیشم، پس لطفا دیگه انقد منو ارشاد نکنین. با تشکر؛ گیسوی عصبانی (مخاطب خیلی خیلی خیلی خاص)

بعدا نوشت: قالب عوض شد

اسگل نوشت: ملیحه حدود یه ریع دیگه میرسه، منم اینجا به صورت اسگلانه منتظرشم

خیلی بعدا نوشت: قالب دوباره عوض شد  عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشق این یکی ام

خیلی مهم خیلی بعدا نوشت: وبلاگ جدید من، آنجیلا، رعنا و حنان:

 nasty-girls.blogfa.com

+ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391| 13:41|گیسو ツ| |

م ا ل س (مرتب کنید )

خواستم یه خلاقیتی نشون داده باشم

حنان سه شنبه از دبی اومد

سوم آسیا شد

دست پرورده ی خودمه دیگه

وقتی اومد یه مدرسه براش صف کشیده بودن

رعنا هم برف شادی رو خالی کرد روش،

منم براش جیییییییییییییییییییغ زدم  حنجره م جر خورد

پواشکی: انقد دلم براش تنگ شده بود

به خودش نگین پررو میشه

رعنا.... الهی بمیری؛ این آهنگای مزخرف چیه تو فلشت؟

عین این احمقا کپیشون کردم  

تو فلشت انقد فیلم ریختم جای یه دونه عکسم نداره

الان از من متشکری؟

راستی، دیروز ظهر خوابتو دیدم  تو خوابم ازم آهنگ میخواستی

چرا من دارم اینا رو وسط اینجا میگم واقعا؟

چند روز پیش تو نمازخونه با رعنا و سنا و نگین داشتیم حرف میزدیم،

یه اوله جلومون نشسته بود، وقتی میخواست از سجده بلند شه،

اول ماتحتش میومد بالا بعد خودش

انقد خندیدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

رعنا بنفش شده بود انقد خندیده بود،

راستی: آیا میدانستید رعنا وقتی میخندد هیچ جا را نمیبیند

سوراخ دماغشم میلرزه

خاله م یه پیشی داره، اندازه ی سگه، بعد وقتی میخواد صداش کنه میگه:

مامانی بیا اینجا، بیا قربونت برم

منم فقط 5 دقیقه به دیوار رو به روم خیره میشم

اون یکی خاله مم یه پیشی داره، میلنگه بنده خدا!!!!

ولی قیافه ش وحشیه

اسمشو گذاشته پیش پیشِ پیش پیشانی

مخففش میشه پیشان

روزی یه ساعتم قربون صدقه ش میره!!!

این دوتا یه کاری میکنن من آرزو کنم گربه باشم

ساعت 2 نصف شبه، منم با لبخند ژکوند دارم چرت و پرت مینویسم

داشتم سه تفنگدار میدیدم،

آخرش فهمیدم منو سه تفنگدار عاشق همیم

واس روز معلم باید یه شعر واس معلمامون میخوندیم،

لامصب آهنگش قر داشت....!!!!

میخواستم برم وسط، با همین پای شکسته

ولی هی به خودم میگفتم: عزیزم، قربونت برم، فدات شم، اینجا مدرسه س، وسط نمازخونه ای

ولی انگار نه انگار

هی میخواستم برم وسط

الان رعنا میفهمه من چی میگم..... ینی آهنگ قر داشتاااااااااااااااااااااااا!!!!

آخرش به کمک خداوند متعال و اراده ی خودم نشستم سرجام

رعنا دارم تیک تاک گوش میدم بسووووووووووووووووز

اوا، کامران هومنه

رعنا نسوووووووووووووووووز

من خاک تو سر قالبمم  و آهنگم

راستی، یه بازی بود خانوم فانتزی و ترنج کردن، منم میخوام بکنم :

اگر ماهی از سال بودم: مرداد دیگه

اگر یک روز از هفته بودم: یک شنبه

اگر یک عدد بودم: 7 انگلیسی، خیلی باحاله

اگر جهت بودم: قطعا انحراف داشتم

اگر همراه بودم: یه همراهی که هی حرف بزنه و کرم بریزه

اگر نوشیدنی بودم: wine (قرمزش؛ منحرفم خودتی )

اگر گناه بودم: غریبه از اینجا رد میشه، نمیتونم بگم

اگر درخت بودم: درخت گنده ی پیر مهربون که همیشه سبزه

اگر گل بودم: رز مشکی

اگر آب و هوا بودم: برفی و بارونی؛ از این دو حالت خارج نبودم

اگر رنگ بودم: صورتی.... آخه سنا خیلی دوس داره

اگر پرنده بودم: عقاب

اگر صدا بودم: صدای Kevin Mckidd 

اگر زمان بودم: زمانی که کتابم چاپ شده بود، منم نویسنده ی معروف بودم

اگر یک خیابان بودم: خیابونی ک آقاهای خوشگل توش عبور و مرور کنن

اگر فیلم بودم: I am Sam

اگر پزشک بودم: جراح قلب و عروق

اگر پنجره بودم: پنجره ی رو به ساحل

اگر تاریخ بودم: مرداد 1377

اگر ساز بودم: پیانو

اگر بیماری بودم: پروستات  (بی ادبم خودتی )

اگر کتاب بودم: بابا لنگ دراز

اگر طبیعت بودم: یه باغ سبز با یه درخت گنده ی مهربون که همیشه سبزه!!!!!

اگر حس بودم: حس لرزیدن از خوشحالی!!!!!

اگر شکلک بودم: 54122_badkonak.gif(آخه من و بادکنک عاشق همیم )

اگر بازی بودم: Angrybirds 

اگر وسیله ی آشپزخونه بودم: ملاقه

اگر فحش بودم: انگشت میانی  (همچنان خودت بی ادبی )

اگر میوه بودم: گوجه فرنگی قرمززززززززززز

اگر شعر بودم: هشت کتاب سهراب!!!

الان نظرتون راجع به من چیه؟  هرکی پایه س، بازی کنه.

***

شخصیت موردعلاقه ی بعدی:

رها اعتمادی

آقای رها اعتمادی

دیگه ایشونم معرفی میخوان؟  

جیگر بنده ان  

***

+ ببخشید، یه کم طولانی شد

++ حنان جون بازم تبریک

+++ میخوام برم بازم فیلم ببینم

فعلا

بعدا نوشت: امروز سر کلاس، معلممون سوال داد (کدامیک از پستانداران زیر تخمگذار است؟) یکی از بچه هامون داد زد "اسب" رعنا برگشت بهش گفت: آخه اسب تخم میذاره؟؟؟  در اون لحظه داشتم فک میکردم اگه اسب با اون ابهتش تخم بذاره چقد خنده میشه

بعدا نوشت خوشحالانه: ۲۸ اردیبهشت، خواستگاری الهام جووووووووونم  مبارکه عسیسم

+ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391| 2:22|گیسو ツ| |

سلام علیکم و الرحمته (اینو درس نوشتم؟) الله و برکاته

چطورین؟ خوبین؟  دیدین این حنان الکی الکی داره میره دبی؟

ملتم شانس دارنا

امروز با این پای شکسته م رفتم حموم؛ انقد به خودم خندیدم

با دوش دستی خودمو میشستم،

آخه اگه وایمیسادم آب از نایلون رد میشد میرفت تو پام؛ بعد پام کپک میذاشت

بگذریم  اومدم رو کمرم آب بگیرم، دوش برعکس شد آب پاشید رو سقف

بعد از رو سقف ریخت پایین، نایلون دور پام خیس خالی شد؛ انقد به خودم خندیدم

ملیحه رفته خرید  (پیام بازرگانی بود؛ جدی نگیرین )

راستی این نکته رو هم بگم ک ملیحه مامانمه، انقد سوال نکنین

واسه دبیرستان یه مدرسه ثبت نام کردم، قبل از امتحان ورودی میخوان مصاحبه کنن؛ خیلی جالبن

میگرن معلم راهنمامون اود کرده بود، سر جلسه ی امتحان همه جا ساکت بود، داد میزد میگفت ساکت باشین سرم درد میکنه

من هرچی فکر میکنم نمیفهمم اون لحظه چش شده بود

پریروز با ملیحه رفتیم ژوانی؛

فک کن با این پای شکسته م رفتم ژوانی  (اعتماد به نفس کاذبه دیگه؛ چه میشه کرد )

(محض اطلاعات دوستانی ک تهرانی نیستن: ژوانی رستوران ایتالیه )

حالا رفتیم اونجا، کلی ک با این لنگ شکسته وایستادم تا یه میز خالی شه،

 وقتی رفتیم نشستیم یه گارسون متشخصی اومد بهمون منو داد

خیییییییییییییییلی متشخص بود لامصب

و از اونجایی که من خیلی هیز تشریف دارم (چیکار کنم؟ دست خودم نیست )

و همینطور از اونجایی که اندکی هم زیبا بودن ایشون

موقع رفتن ملیحه رو خر کردم بهش ۱۰ هزار تومن انعام داد

بچه هنوز رو ویبره س، هر ۵ دقیقه یه بار میگه: ا....ا..... ۱۰ هزار تومن؟

آخه بدبخت راس میگه، نصف پولی ک غذا خوردیم انعام دادیم

ولی خب هم متشخص بود هم خوشگل  واقعا نمیشد کاریش کرد

پام یخ زده؛ دماغمم همینطور

ملیحه رو از طرف سرکارش میخوان ببرن دبی، گفتن اگه میخواین همراه بیارین باید پولشو خودتون بدین

منو احسان رو هم میشدیم ۴.۵ میلیون، به بابام میگم میدی؟

میگه نه  میگم دست شما درد نکنه، چقد به فکر تفریح مایی

۱۳ سال از خدا عمر با عزت گرفتم  هنوز تا کیش هم نرفتم، چه برسه به خارج

چقد بدبختم، دلم به حال خودم سوخت

دلم کتاب میخوااااااااااااااااااااااااااااااد، چرا نمایشگاه باز نمیشه؛ بابامو تیغ بزنم یه کم حال کنم؟

با این پام میخوام نمایشگاه کتابم برم  خیلی اعتماد به نفسم بالاس؟

یکی از دوستام دفترچه خاطراتشو بهم داد وقتی میخواستم توش بنویسم کمتر از نصفش پر شده بود؛

وقتی بهش پس دادم تموم شده بود

نصف بیشتر دفترچه خاطراتشو فقط من نوشتم  یه هفته طول کشید تا تموم شه

کلی زحمت کشیدم

وااااااای سرده

چرا فردا تعطیل نیست؟  من نمیخوام فردا برم مدرسه

اهههههههههههههههه

 

+ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391| 20:12|گیسو ツ| |

دیروز زنگ ناهار اومدم برم تو حیاط یه پله رو ندیدم خوردم زمین 59292_(5).gif

داغون شدم، الان له لهم 81872_ghayem.gif

رفتم بیمارستان، تو اتاق اورژانس نشسته بودم، انقد باحال بود 6322_bi_dandon.gif

وقتی کار دکتره تموم شد اومد معاینه م کرد

گفت قوزکت شکسته 19482_eva.gif

گچ گرفت برام، انقد خندیدم 6322_bi_dandon.gif

سه طبقه رو با پای گچ گرفته پریدم 63342_(3).gif

الانم لنگم رو بالشه، داره استراحت میکنه 6322_bi_dandon.gif

انقد باحاله، هی باید یه پایی بپرم، جونم از حلقم بزنه بیرون 6322_bi_dandon.gif

ملیحه هم به خاطر من نرفته سر کار، ولی نمیدونم چرا به جای پرستاری گرفته خوابیده 73542_eynak.gif

امتحان میان ترم جغرافی هم نرفتم بدم 2542_gholi_bye_bye.gif(خودمم نمیدونم این شکلکه دقیقا چه ربطی به موضوع داشت 6322_bi_dandon.gif)

***

شخصیت موردعلاقه ی بعدیم خیلی ماهههه:

آقای بیژن بیرنگ

کارگردان

***

+ نیلوووووووووووووووووووووووووو مرسی که برگشتی

+  (دقیقا نمیدونم چرا نیشم بازه)

+ نظرات پست پایین

+ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391| 13:35|گیسو ツ|